نقطه آغاز

به نام خداوند حسین ع

یکی از مراتبی که به انسان عطا شده اما به حیوانات و نباتات و فرشتگان نداده اند، مرتبه ی اختیار وانتخاب است

 

این که این کنم یا آن کنم 

چون دلیل اختیار است ای صنم

و همه کس می دانند که در بسیاری شرایط انتخاب کرده اند و خطا یا موفقیتش را هم معلول انتخابشان می دانند

اما خداوند چرا به ما چنین مقامی داده؟

برای چی این مرتبه را فقط به انسان داده

 

شاید بگوییم بخاطر اینکه رشد کند

خواهیم گفت پس دلیل وجود این همه ظالم و کافر و یاغی و دزد در دنیا این است که اختیار وانتخاب برای رشد نیست

آیا دلیل اختیار داشتن انسان این است که خودش بتواند راه هدایت را برگزیند؟

اما در آیات متعددی خداوند امر هدایت را به خود منتسب کرده و فرموده این منم که هدایتتان میکنم

ظالمین وکافرین ومنافقین تان را هدایت نمیکنم

 

پس چرا خداوند با وجودی که همه ی کارها را خودش انجام میدهد اما اختیار را به ما داده؟

یک جواب فقط می ماند

او اختیار داده که عاشقش شویم.چون عاشق کردن دل از خواست و اراده ی خدا خارج است.این انسان است که خودش انتخاب میکند که عاشق شود

 

عاشق شدن حساب و کتاب ندارد.دست کسی نیست.نمیشود کسی را مجبور کرد که خدا را دوست داشته باشد .حتی خود خدا نمی‌خواهد مجبور کند.

در قرآن صریحا خداوند میفرماید اگرمی خواستیم همه ی شما را مطیع خود کنیم و مسلمان بشوید می‌توانستیم اما این خواست ما نیست.

جایی که خدا هم نمیخواهد و تعیین تکلیف نمیکند نقطه ی آغاز انتخاب ماست و آن عشق به خودش است.

حسین ع مهندس دل ها

به نام خداوند حسین ع

محرم از راه رسید و ذهن هشتادملیون دلباخته را درگیر مصایب سید واقای شهدا ع کرد

حسین هر بار می آید و با تغییر دادن عادات و شکل و شمایل شهرها تلنگری به دلهای خواب‌آلوده می زند و می رود

و ما هرسال از خودمان می پرسیم

حسین کشته ی چیست؟

قاتلان حسین کیانند یا چیستند؟

آیا مرور تاریخ سال ۶۱هجری،می تواند دردها و ابتلایات امروزین ما را التیام بخشد؟

یا کمی بهتر بیندیشیم

حسین آمده که از خود جدا شویم و نگاهی تازه به قله های انسانیت بیندازیم.

اگر قاتلانش باید محکوم شوند ما چه وظیفه ای داریم؟

ما یعنی نسل‌های متمادی آمده بر زمین و رفته از زمین

 

و بااینکه می دانیم روزی انتقام خونش ستانده خواهد شد،اما صنمی که دل ما با ماجرای حسین ع دارد در چیست

یقینا تغییراتی که در دلها رخ میدهد صرفنظر از اینکه دل بخواهد در جریانش قرار بگیرد یانه ،یک رویداد فرامادیست.یک رستاخیز دلیست.یک انقلاب عمیق و ماندنی است.

محرم بارها می آید تا بساط عقلایی اندیشیدن و معقولانه نگریستن را جمع کنیم و لو یک ماه با رمز و راز های دل آشنا شویم.

حسین مهندسی میکند ساختمان دل ها را.هرسال می آید و تعمیرات اساسی می‌کند.بعضی را از بنه می کوبد و دوباره می سازد و بعضی را مهندس می کند و با خود می برد.

در محرم باید فقط حرف دلت را گوش کنی

 

و...

به نام خداوند خیلی مهربان

حالم مثل آن زنیست که دسته گل رز قرمزی که آوردی را در گلدانی پر از آب گذاشته و گذاشته کنار پنجره

ظرفها را شسته و آشپزخانه را مرتب کرده.

آخرین نامه ی عاشقانه را نوشته و گذاشته روی اپن آشپزخانه

ودسته کلید خانه را کنارش

با رژ بوسه ای کشیده روی آیینه ی اتاق خواب

و 

لباسها وکفش هایش را پوشیده وچمدانش در دستش

روبروی آینه ی تمام قد جاکفشی آهی می کشد

 

و در را می بندد و 

می افتد به جاده ای که انتها ندارد

بر میگردد و همه ی خانه را نگاه میکند

چه کرده ای باما!

به نام خداوند خیلی مهربان

خداوندا

یک طوری بنی آدم را بر مرز حیات نگه داشتی که از حساب کتاب تو به حیرت بیفتد و از بدکردن خودش بیفتد به حساب!!

دقت کنید

اگر ایپسیلونی زمین از خورشید دورتر و یا نزدیکتر شود

اگر ایپسیلونی سرعتش به دور خودش و یا به دور خورشید کمتر یا بیشتر شود

اگر ایپسیلونی لایه ی اذن ضخیم تر و یا نازک تر شود

اگر ایپسیلونی مقدار اکسیژن در جو زمین،کمتر یا بیشتر شود

اگر ایپسیلونی ماه به زمین نزدیکتر یا دورتر شود

اگر ایپسیلونی جاذبه زمین کمتر یا بیشتر شود

اگرایپسیلونی...

خداوندا با ما چه کرده ای

 

ما اگر ندانیم تو هستی یانه!همین ایپسیلون ها به ما اثبات میکند که برای دیدار با تو، فاصله ای نداریم

 

 

مقایسه

به نام خدا وند خیلی مهربان

 

 

آدم اگر میلیاردها تومان پول داشته باشه اما کسی دوروبرش او را عمیقا ومنهای پولش دوست نداشته باشه چنین احساس خوشایندی نداره که

یک معشوق داره

 

معشوق=کسی که بشدت مورد علاقه ی کسی هست.

اگر من باشم جای این معشوق،قطعا خودم بیشتر خودم خواهم بود.بیشتر زندگی میکنم.بیشتر دوست خواهم داشت.بیشتر تلاش خواهم کرد.

 

پ.ن

یکی از بلاک هامو از زندان خارج کردم،بهش سلام کردم،منو بلاک کرد،😐😐😐😐😐🤣

 

یکی از بلاک های دیگه مو از بلاک درآوردم کلی دلتنگی ریخت رو سرم،🤭😐😐😐😐😏🤣

ملت همه یه چیزیشون میشه.اما انگار من حالم بهتر شد.