هیچ بودن
میدانی
من بزرگ شده ام در نداری و بی توجهی
اگر داشته ام ،وانمود کرده اند که مهم نیست .
زندگی ام با نادیده گرفتن و فقدان و فراموش شدن ، غربت و گمنامی عجین شده .
گمانم به این است که این ریتم تا لحظه ی مردن با من هست.
بدون دیده شدن ، بدون هیچ گونه نگاه توجهی از جهان
چون ستاره ای که درخششی کرد و خاموش شد ،خواهم مرد
اما
هیچکدام باعث نشده که یادم برود خداوند حواسش بمن هست.
من وجود دارم و این برایم بسیار عظیم است.
+ نوشته شده در جمعه ۳۱ مرداد ۱۴۰۴ ساعت 5:32 توسط رضوان
|