حالا درسته ما بشدت سرگرم روزمره گی هاییم و فراموش کردیم که بهترین ورژنمون چیه

اما تو که بهترین ورژنمونی

ای عشق

چرا سراغمونو نگیری ؟

به سراغم نرم و آهسته بیا

مثل منظره ی یک کلبه ی گرم در دشتی سفید از برف

مثل چشمه ای پشت تپه های خشک

مثل گنبدی طلایی پشت پرده ی اتاق یک زائر

مثل ابرهای پرباران بر سر شهرهای تشنه

مثل اینها برام هویدا شو.