مجازی آدم ها
بالاخره آدم هر طور که باشد ، با هر اخلاقی ،چه گل و بلبل ؛ چه سگی و گندمزاج و .. میتواند در مجازی خواهندگان و طرفدارانی پیدا کند.
شاید خاصیت مجازی بودن همین است که جذابیت ها را بیشتر در چشم فرو میکند .شاید هم خاصیت اجتماعی بودن ادم است که هر ادمی را فارغ از نقاط تاریک شخصیتش مکمل خود ببیند و با او احساس آرامش کند.
شاید هم خاصیت تصویر و نوشته بیشتر از عمل است.مثلا اگر همسرم نوشته های مرا میخواند بیشتر مرا درک میکرد و بیشتر دوست داشت .شاید هم اینجا فقط جای عده ای است که با خواندن روزمره ی دیگر آدم های معمولی ، آن ها را متعلق به زندگی خود می دانند.
که شاید اگر همان آدم را در خانه یا محل کار خود داشتند ؛ نه تنها تحملش نمیکردند که از نوشته ها و تصاویرش هم منزجر میشدند.
حاصل سالها تجربه بمن گفته که همین است و چیز دیگری نیست.در واقع این جذابیت متعلق به نوشته هاست نه صاحب نوشته ها.متعلق به عکس هاست نه صاحب عکس ها .
سالهاست که دوست داشتن هامان سر جای خودش نیست .برای همین نمیتوانیم از قالب عکس و نوشته هامان بیرون بیاییم و مثلا واقعیت خودمان را به دیگران نشان دهیم.
یا ترجیح میدهیم همچنان عکس و نوشته بمانیم و خودمان را پشت مجازی مان پنهان کنیم.
پی نوشت
حقیقت اینه که ناخوداگاه من همیشه میخواد بهم بباوراند که کاریزماتیک هستم .اما از شما چه پنهان هیچ وقت قبول ندارم و همیشه دلم میخواهد به او ثابت کنم که من هم یک زن معمولی ام. معمولی تر از همه ی زنان.اینطوری دیگر نیاز نیست کارهای خاص که بابتش به سختی می افتم انجام دهم.امل اتفاقاتی که در واقعیت می افتد با ناخوداگاه من دست به یکی میکنند و مرا خلع سلاح میکنند. ولی همچنان ترازوی من سنگین است.مثل همین وبلاگ که سالهاست فقط عده ی انگشت شمار و محدودی ان را میخوانند. نهایت 20 نفر. و همین ثابت میکند که هیچ کاریزمایی در کار نیست.هیچ تبحری و هیچ خاصیت منحصر بفردی وجود ندارد.
دیشب از جمع پرچمداران خارج شدم .چون ان مرد هیکلی نظامی مرتب از جلویم رد میشد و بشدت مرا معذب میکرد.رفتم خود را وسط جمعیت خانم ها پنهان کردم.که براحتی دعا کنم و از برنامه ها لذت ببرم.باورتان میشود که با تبحر خاصی خانمها را کنار زد و از جلوی من رد شد؟! و رفت دو قدم جلوتر جلویم ایستاد. لذا چند شبی را به تجمعات نخواهم رفت.