وقتی پیامبران و امامان برای احقاق حق و رساندن پیام خداوند به میان مردم می آمدند ، آرامش مردم به هم می ریخت. جنگ ها در میگرفت و بین اعضای خانواده شکاف می افتاد.

این آرامش و صلح همان خمودگی و انفعال و سستی و افتادن در غرقاب روزمره گی بر وفق مراد دنیاطلبان و سردمدارارن زر و زور بود

بازار متوملین و ابرقدرتهای استعمارگر بر اثر جنگ حق علیه باطل در نوسان افت قرار میگیرد.و گویا خداوند رو به بنی آدم میفرماید: من شما را نفرستادم که فقط بفکر رشد جسمی و ترتیبات دنیایی و تولید مثل در زیر سایه ی کفر و شرک و باطل باشید بی آنکه بدانید دنیا باید بر مدار حق و درستی جلو برود.

باید جنگ کنید و برخی بر برخی پیروز شوید تا مظلومین و تنگ دستان و یتیمان کم و کمتر و زورگویان و زراندوزان و ظالمین فرو تر و از بین رفتنی شوند.

هر چه از آسایش و رفاه و ویترین زیبایی در سایه ی باطل بایستی به خطر بیفتد و مستضعفین به راس امور درایند.

پس آن ارامشی را بطلبید که شما را به کارهای سختی چون مبارزه با باطل تجهیز کند.نه ارامشی که شما را به خواب خرگوشی فرو ببرد و تا چشم باز کنید ببینید جانیان و قاتلان و کفتارها بر شما سلطه دارند.